۱۳۹۳ مرداد ۲۳, پنجشنبه

.

 ونه گات اشتباه می کرد. سلاخ خانه ی شماره پنج شهر سوخته ی درسدن نبود. سلاخ خانه ی شماره ی پنج خود زندگی بود که به نظاره سلاخی آدمهایش نشسته است.

۲ نظر:

  1. ونه گات اشتباهی نکرده. توی داستانش چندین جا اشاره کرده که این وقایع و اتفاقات مرتبط با کل بشریت هست. مثل همونجا که از ترالفامادوریها پرسید شماها چطور توی صلح و صفا زندگی میکنید. اونجا منظورش بمباران درسدن نبود. منظور کل کره زمین بود.
    اما مطلب مهمی که توی کتابش اطلاع رسانی کرد این بود که توی جنگ هیچ کسی از کسی دیگه بهتر یا بدتر نیست. همونقدر که هیتلر بد بود، آمریکاییها و انگلیسیها و روسها هم بد بودند. منتها من نمیدونم چرا همه تمرکزها روی هیتلر رفته. چرا همه به اون میگن قاتل خونریز. درحالیکه ارتش آمریکا با حیله گری تونسته روی قتل عام آلمانی ها (نزدیک به 140000 کشته در یک روز و فقط در یک شهر) سرپوش بذاره.
    این کتاب رو الان تا نصفه خوندم. اما به نظرم بهترین کتابی هست که دید مهمی از زندگی به آدم میده. و اون اینکه زندگی یعنی همه این کشت و کشتارها و تولدها و لحظه های خوب و بد در کنار هم. و ماها مثل ساس های گیرافتاده توی کهربا هستیم.
    همین!

    پاسخحذف
  2. مسلما هم متفقین و هم متحدین انسانهای بی گناه زیادی رو کشتند و این فاجعه ایه ایه که حتا انکارش دهن کجی به تاریخ می تونه باشه. این کتاب واقعن عالیه. من هم منظورم ابدن زیر سوال بردنش نبود. در واقع نام بردن از این کتاب بهانه ای بود صرفن برای بیان حرفم در مورد بی عدالتی زندگی...وگرنه کیه که بخواد با جناب ونه گات در بیافته؟ ;)

    پاسخحذف

دوستان جواب کامنت ها در همین جا داده میشه.