۱۳۹۲ شهریور ۲, شنبه

فالور و لون!

فالور: تو از زندگی چی میدونی؟
لون : چیز زیادی نمیدونم.
فالور: پس چرا به حرفام گوش نمیدی؟ تو داری تو خیالات زندگی می کنی... این زندگی که داری همش تصورِ همش خیالِ.
لون: میدونی وقتی چِت بودم یک چیز انگار مثل پتک خورد تو سرم...همونجا فهمیدم که خیلی از باورهامون ، همونها که براش حاضریم شکم همدیگر رو سفره کنیم هیچی نیستند. تو فکر میکنی تعریف زندگی تو دست توست؟ باشه اما من خیال میکنم هممون گم شدیم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

دوستان جواب کامنت ها در همین جا داده میشه.