۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۱, شنبه

...

تمام چیزی که امشب احساس می کنم منم و تو
و رشته هایی نا مرئی
که در جدال کودکانه ی خورشید و ماه از هم دریده شد
اینجا جراحتی ست که رمق شب را تا اولین سمفونی گنجشکان می گیرد
و در انتها جوهر سیاه این قلم را بی پروا می بلعد
و به هیچ میرسد...
...
گویی رنگ های روی بوم می چکد هنوز
از رگهای کالبدی نیمه شده
که نیمش سوار سرنوشت شد و نیمه ی دیگرش رو به آن ایستاد
و چه عریان سرنوشت به هردوی آنها پوزخندی زد
...
چه کسی میداند صدای تیک تیک ساعت قهقه بود یا هق هقی ممتد ؟
شاید مسافر خواب آلود آخرین کوپه ی قطار چیزی در سر دارد که به من بگوید
شاید این بار کسی باشد که بگوید
تنها ، معنای ستارگان آسمان را در کجا جستجو کنم ؟

۳ نظر:

  1. ...
    کی می فهمه این نوشته رو؟ ...
    غافلگیر شدم ... :(

    پاسخحذف
  2. شايد ستاره ها هم خود ندانند كه معنايي دارند.

    پاسخحذف
  3. http://mehrabonemehalood.blogsky.com/۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۹، ساعت ۱۱:۰۳

    اوه چه قد نوشتی از همون نوشته هایی که خیلی دوست دارم ببخشید دیر سر زدم دوست خوبم بزار بخونم بعد نظر بدم

    پاسخحذف

دوستان جواب کامنت ها در همین جا داده میشه.