۱۳۸۸ دی ۲۱, دوشنبه

می خوام از بالای یه صخره ی بلند پایین بپرم...


می خوام از بالای یه صخره ی بلند پایین بپرم اما پریدنی که بعدش متلاشی شدن نباشه
پریدنی که انتهاش یه کات باشه ، کاتی که بعدش قرار یه زندگی باشه
زندگی...
یکی از عوامل پشت صحنه بیاد یه پالتو روی دوشم بندازه و بگه تموم شد
همین !
بعدش برگردم به دنیای خارج از نقشم دنیای آروم ، آروم تر از هر چیزی که بشه تصورش رو کرد
می خوام بپرم و با این پریدن نقشم تموم شه ، و همراه نقشم تمام دلتنگی ها و
غصه ها و اشک های پشتش ...
بعدش صحنه ی فیلم رو ترک می کنم و موبایلم رو از تو کیفم در میارم
شماره ی تو رو با خوشحالی کودکانه ای می گیرم و می گم :
بعد از ظهر میام دنبالت ، میام که ببینمت

و صدای تو ...

۴ نظر:

  1. میتونی بپری
    یکم تلاش کنی میپری و -نمیگم از همه-ولی از بیشتر اون غم و غصه ها جدا میشی

    پاسخحذف
  2. کات آقا ! کات
    خوشحالی ِ کودکانه ات کافی نبود
    بیشتر نشونش بده

    پاسخحذف
  3. خوشحالیش یواشکی ، راه نداره ! ;)

    پاسخحذف
  4. این نظر توسط نویسنده حذف شده است.

    پاسخحذف

دوستان جواب کامنت ها در همین جا داده میشه.